
بيا بامن دلم تنهاترين است نگاهت دردلم شورآفرين است
![]()
مرامستي دهد جام لبانت شراب بوسه ات گيراترين است
زيك ديدارپي بردي به حالم عجب در من نگاهت نكته بين است
سخن ازعشق و مستي گوي با من سخنهايت برايم دلنشين است
مرادرشعله عشقت بسوزان كه رسم دوستداريها همين است
نوشته شده توسط روزی بود،امروز نیست در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 ساعت 2:55 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
اگر بار گران بودیم و رفتیم
اگر نامهربان بودیم که رفتیم
خدانگهدار همگی دوستان
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY