روی قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت
زير باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است غم دل يا سم
آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت
روز ميلاد ، همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی ميلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسيد
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشيد گذر خواهد کرد
دختری ساده که يک روز کبوتر شد و رفت
نوشته شده توسط .:. اَمیــ ـر .:. در جمعه هجدهم مرداد 1387 ساعت 1:41 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
.::. درهوایت بی قــــــرارم روزوشب .::.
.:::. اسیـ ـ ــر ::::.
.::. در میان دست هایت ... .::.
.: بیا با من ... .:.
.:. می دونی .:.
.:. دوستت دارم تنها بهانه برای زنده بودم نیـ ـ ــــرم .:.
.:. شب عاشق .:.
.:. اگه کسی و ... .:.
[ My LiFe N ] چشمــ هایم [ My LiFe N ]
[ My LiFe N ] من بی تو می میرم [ My LiFe N ]
درباره وبلاگ
با سلام خدمت شما دوستان و بازدیدکنندگان این وبلاگ.من امیر .:. 21 .:. سالمه از استان آ.غ.شهر .:. خـــوی .:. هستم و این وبلاگ رو واسه عشق ابدیم ساختم.امیدوارم که شما دوستان عزیز هم از وبلاگ خوشتون اومده باشه و با نظرات سازندتون در بهتر شدن وبلاگ منو یاری کنید.
آیدی من:
lousiyanno@yahoo.com
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY