ای عشق مدد کن که به سامان برسیم
چون مزرعه تشنه به باران برسیم
یا یار برسد به من،یا من به یار
یا هر دو بمیریم و تشنه به باران برسیم
نوشته شده توسط روزی بود،امروز نیست در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 ساعت 9:16 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
|| در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم ||
|| اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم ||
|| یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا ||
|| افتادم و باید بپذیرم که بمیرم ||
||خاموش مکن آتش افروخته ام را ||
|| بگذار بمیرم ، که بمیرم ، که بمیرم ||
||
دوستت دارم ناز گلم ، نیــ ـ ـ ـ ـ ــــرم
||
نوشته شده توسط روزی بود،امروز نیست در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 ساعت 7:35 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
اگر بار گران بودیم و رفتیم
اگر نامهربان بودیم که رفتیم
خدانگهدار همگی دوستان
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY