سلام به دوستان گلم که وبلاگ منو قابل می دونید و بهش سر می زنید.ایام سوگواری شیر خدا یار و یاور پیامبر همسر فاطمه (س) رو به همگی دوستان گلم تسلیت میگم.
نوشته شده توسط روزی بود،امروز نیست در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 1:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
کاش آن روز که تقدیم تو شد همه ی هستی من
می سپردم که مواظب باشی جنس این جام بلور است
لبریز از عشق و غرور گر بازیچه شود
می شکند... می شکند ...می شکند... می شکند
پندهای عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد اشنا دیوانه است 
میروم از رفتن من باش شــــــــــــاد
از عذاب دیدنم ازاد باش
گر چه تو زودتر از من میـــــــــــروی
آرزو دارم ولی عاشق شوی 
ارزو دارم بفــــهـــــمی درد را
تلخی برخورد های سرد را....











نوشته شده توسط روزی بود،امروز نیست در شنبه دوم شهریور 1387 ساعت 9:41 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
مـا که بـه هم نمی رسیم , بسه دیگه بـذار بـرم..
کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم؟...
حیف تو نیست, کنج قفس چادر غم سرت کنم؟...
مـن نـه قلنـدر شبـم , نـه قهـرمـان قصـه هـا...
نـه برده ی حلقه به گوش , نه ناجی فرشته ها...
تـو ایـن دو روز زنـدگـی , شبیـه مـن فـراوونـه...
یه لحظه چشمات و ببند گذشتن از من آسونه...
من عاشقم همین و بس , غصه نداره بی کسی...
قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم
تکیه به شونه هام نکن من از خودت خسته ترم...

نوشته شده توسط روزی بود،امروز نیست در شنبه دوم شهریور 1387 ساعت 9:38 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
اگر بار گران بودیم و رفتیم
اگر نامهربان بودیم که رفتیم
خدانگهدار همگی دوستان
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY