سُکوتَم صِدای تو ، دِلتَنگیَم برایِ تــو

.*• یه عاشق خسته •*.

پُستــــ ِ ثــابـِــتـــــ . . .

سلام لعنتی . . .
به تو مدیونم بابت روشن شدن چراغ تفکراتم . . .
ممنونم برای دروغ هایت ، که قدر لحظات صداقت را با آن ها فهمیدم . . .
ممنونم برای رفتنت ، که تنهایی نشانم داد جای خالیت را و بیشتر تفکر کردن برای خودم . . .
ممنونم برای بیرون کردنم از قلبت ، که نشانم دادی چه قلب بزرگی داری و چه عشق هایی در آن جای میگیرد . . .
ممنونم برای لحظاتی که منتظرم گذاشتی ، که در این لحظات صبر را آموختم . . .
ممنونم برای آن زمان که با گفته هایت غرورم را شکستی ، که سخت است شکستن غرور و  تو زحمتش را کشیدی . . .
ممنونم برای لحظاتی که جایم را دیگری پر کرد ، که دانستم هر آنچه خدا می دهد تنها امانتی است رفتنی . . .
ممنونم برای آنکه دوستم نداشتی و می گفتی می پرستمت ، که آموختم هرگز باور نکنم جز خدا چیزی قابل پرستیدن است . . .
ممنونم برای همه چیز . . .
!

برچسب‌ها: پُستــــ ِ ثــابـِــتـــــ
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط اَمّیـــر 

پست آخـــــر . . .

سلام

نمیخوام کِشِش بدم ، من خواستم و خودت نخواستی ،"  شَش سالِ " قبل قول داده بودم هیچوقت به هیچ دلیلی ، ترکِت نمی کنم و سر قولَمَم بودم . خوشحالـــم و وجدانم از این بابت راحته که پایِ قولم موندم و من اونی نبودم که ترکِش کردم . دیگه سن من از نفرین و انتقام و این حرفـا گذشته . هیچ کاری با هیچ کس ندارم ، فقط بدترین " انتقامم " از تو اینه که هیچوقت نمی تونه اندازه ی من " دوسِت " داشته باشه و روت " غیرتی " بشه . همه ی " خاطرات خوب و بدمون و ، این وبلاگو " با هم " خاک " می کنم . از همه ی اون دوستانی که میومدن و خبر می گرفتن ، ممنونم .

تو این چند سال ،  هر خوبی بدی ، حرفی چیزی ازم دیدین و شنیدین و ناراحتتون کردم ، به بزرگی خودتون ببخشید و حلالم کنید . عشق واسه من سودی نداشت و خدا هیچوقت اشکامو ، التماسامو ندید و اهمیت نداد . ولی به همون خدایی که نزاشت بعد شش سال به اونی که میخواستمش ، برسم ، قسمش میدم هیچوقت هیچ عاشقی رو ، به هر دلیلی از هم جدا نکنه و خیلی زود به هم برسن . جواب این " شِش " سال رو فقط با این آهنگ میدم و بس . (22 بهمن سال 91 ، و 12 تیر سال 93 بدترین روزای عمرم بودن ) ! خدانگهدار همگی

 

دلی که بُردی توی جَنگِت ؛

نگاهی که دُزدیدی مُفتِ چَنگِت ؛

احساســی که کُشتــی ؛

دستایی که گرفتــی ؛

صدایی که شبا با اون آروم می گرفتــی ؛

حلالت باشه ؛

نون و نمکی که خوردی ؛

نمکدونی که شکستی و بعدش بُردی ؛

جُز لرزِ دِلم تو اوّلیــن بوســه ؛

حرومِت باشه به گناه عادتَم دادی کوســـه . . .


برچسب‌ها: پست آخـــــر
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم تیر 1393ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط اَمّیـــر  |